X
تبلیغات
رنگین کمان زاگرس_آرش

رنگین کمان زاگرس_آرش

اذبی-اجتماعی-فرهنگی...

ادای دین به دیارم-معرفی شهر قلعه تل

  • مشخصات جغرافيايي شهر قلعه‏ تل

    شهر قلعه تل در شمال شرقي استان خوزستان و در دامنه کوه‏هاي زاگرس با مختصات 313801 عرض شمالي و 495304 طول شرقي که داراي آب و هواي معتدل کوهستاني و دشتي وسيع و حاصلخيز با مساحت 8000 هکتار زمين زراعي و متوسط بارندگي سالانه mm 550 و ارتفاع متوسط از دريا 700 متر که چون نگيني در ميان کوه‏هاي مرتفع واقع گرديده است که از شمال به شهرستان ايذه و از جنوب به شهرستان باغملک منتهي مي‏شود و داراي 8/6 کيلومتر مربع مساحت و 16000 نفر جمعيت مي‏باشد.

  • مشخصات تاريخي:


قدمت تاريخي اين شهر به دوهزار و پانصد سال پيش از میلاد يعني به دوران ايلاميان برمي‏گردد. قلعه تل از بناهاي محمد تقي‏خان چهارلنگ بختياري است که در عهد فتحعلي شاه قاجار برروي تلي که تقريبا 50 ذرع ارتفاع دارد بنا شده و الوار «تل» را به ضم تلفظ کرده و قلعه تل مي‏گويند. اين قلعه داراي چند برج است و چاهي بالاي تل حفر کرده‏اند که اهل قلعه از آب آن استفاده مي‏نمودند از قلعه تل تا باغملک دو فرسنگ است. قلعه داراي پنج برج بشکل مربع ساخته شده بود و در يکي از زاويه‏هاي آن يک عمارت چهارضلعي احداث شده که در طبقه فوقاني آن لامردون يا مهمان‏خانه وجود داشت و در طبقه تحتاني اين عمارت يک راهرو مسقف طويلي اين ساختمان را به محوطه مرکزي قلعه متصل مي‏ساخت. قلعه تل در زمان محمدتقي‏خان از رونق و جنب و جوش خوبي برخوردار بود و مرکز بزرگترين ايلخان بختياري بود. قلعه تل در دوران پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي‏ و 8 سال دفاع مقدس سهم بسزايي داشت و قريب 33 شهيد گرانقدر و 50 جانباز و ايثارگر تقديم انقلاب نمود که برگ زريني بر افتخارات اين خطه از سرزمين مقدس جمهوري اسلامي‏است و رزمندگان فراواني را در دل خود پرورش داده که نه تنها در دوران دفاع مقدس ايثارگريها و شجاعت‏هاي قابل تحسين از خود به نمايش گذاشتند بلکه در هر برهه از زمان آماده جان‏فشاني در راه حراست از حريم اسلام و سرزمين مقدس ايران عزيز مي‏باشد.

  • ويژگيهاي فرهنگي


ساکنين اين شهر به دليل پشتوانه فرهنگي و تاريخي و مذهبي عميق از فرهنگ عمومي‏بسيار بالائي برخوردارند بطوريکه نرخ باسوادي در اين شهر و حضور افراد تحصيلکرده فراوان در آن زبانزد مي‏باشد. درصد بالائي از شاغلين اين شهر را فرهنگيان و کارکنان دولت تشکيل مي‏دهند. مردم اين شهر به لهجه لري بختياري نزديک به زبان فارسي تکلم مي‏کنند.

  • مناطق تفريحي سياحتي:

از جمله مناطق ديدني و تفريحي اين شهر باستاني مي‏توان به تمبي، هفت چشمه، آبشار ديدني تنگ کرد و مال آقا و غيره اشاره کرد که ساليانه هزاران نفر از اين مناطق بازديد مي‏نمايند.

  • موقعيت اقتصادي:


دشت قلعه تل به دليل دارا بودن وسعت و اقليم مناسب، منطقه‏اي مستعد و داراي پتانسيل‏هاي بالقوه در بعد اقتصادي که در جهت توسعه کشاورزي، پرورش دام و طيور و ايجاد کارخانجات و از جمله صنايع تبديلي پتانسيل‏هاي ويژه‏اي را داراست که هم‏اکنون کارخانه مرغ مادر صحراي جنوب، کارخانه توليد شير پاستوريزه، کارخانه آجر، شهرک دامپروري، و دو کارگاه ماسه شويي و... در شهرستان فعال مي‏باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 12:38  توسط آرش علوی  | 

بازی با ریاضی

 

1x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321


 

1 x 9 + 2 = 11

12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111


 
 
9x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 8:46  توسط آرش علوی  | 

از قلعه تل بیشتر بدانیم

شهر قلعه تل (Ghale'tol) در استان خوزستان ودر تقسیمات کشوری در بخش مرکزی شهرستان باغملک قرار دارد.


این شهر از قدیم مرکز دهستان قلعه تل و محل آمد و رفت ساکنان اطراف و تأمین خدمات اولیه روستاهای این دهستان بوده است. شهر قلعه تل در سال 1385 -8610 جمعیت داشت که با رشدی برابر 2/6 درصد نسبت به سال 1375 که روستا بود از لاک روستایی به در آمد. رشد جمعیت این شهر حاصل مهاجرت خیلی از جمعیت روستایی دهستان قلعه تل است.

توضیح اینکه بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1390  جمعیت شهر قلعه تل9937نفر میباشد.

سابقه سکونت

سکونت در شهر قلعه تل با استناد آثار تاریخی بدست آمده در نشستگاه آن به گذشته‌ای بسیار دور در دوره حاکمیت پادشاهی عیلام باز می‌گردد. این پادشاهی که در حدود 5000 سال پیش در پهنه‌ای از جنوب غرب و غرب ایران کنونی وجود داشت از چندین شهر و ناحیه مهم تشکیل می‌شد که معروف‌ترین آنها آنزان یا آنشان بود که گمان بر این است منطبق بر منطقه اطراف شهر ایذه کنونی است. اهمیت این شهر و نزدیکی شهر کنونی قلعه‌تل با آن و نیز احتمال عبور کاروان‌های بین شهر آنزان و شوش از مسیر میانکوهی منطبق بر دشت قلعه تل بر احتمال رونق حیات این شهر در روزگار عیلامیان می‌افزاید. از آثار عیلامی کشف شده در این شهر دو سنگ بزرگ است که سال‌ها پیش هنگام حفر زمین برای ساخت و ساز از زمین بیرون آورده شدند. یکی از این سنگ‌ها پایه ستون و دیگری سنگی منقوش به پیکره چهار نفر است که دو نفر روبروی دو نفر دیگر دست به سینه ایستاد‌ه‌اند.

گذشته از این وجود منابع آب و خاک مناسب برای کشاورزی و مراتع وسیع و غنی در کوه‌‌های اطراف قلعه تل، وجود جمعیت یکجانشین و کوچ‌نشین در این منطقه را محتمل می‌سازد. علاوه بر سابقه حیات دیرین در قلعه‌تل که عمدتاً با هاله‌ای از ابهام همراه است، بخش دیگری از سابقه حیات شهر قلعه تل که از آن زمان تا کنون استمرار دارد، به دوره قاجاریه و اندکی قبل از آن باز می‌گردد. این حیات دارای نماینده‌ای پابرجاست که بر روی تپه‌ای مشرف به دشت و رودخانه جاری در پای آن به شکل قلعه‌ای پر هیبت ولی رنگ و رو باخته خود نمایی می‌کند. این قلعه توسط محمد تقی خان چهارلنگ بختیاری ساخته شد. از این قلعه برای فرماندهی قشون استفاده می‌شد. وصف این قلعه و حیات اجتماعی درون و بیرون آن که نشانی از سکونت در این شهر را به همراه دارد، در سفرنامه سر هنری لایارد ـ شهروند انگلیسی آمده است. در این سفرنامه تنها اشاره اندکی به جمعیت ساکن در خارج قلعه که باید افراد غیر مرتبط با خاندان خان باشند، شد: "در پای تپه ای که قلعه بر فراز آن جای داشت، یک ده با تعدادی خانه گلی وجود داشت" اشاره به بوته‌زارهای پر پشت در اطراف قلعه و گله‌های حیوانات وحشی بخصوص شیر و گراز، در وجود جمعیت زیاد در این محل تردید ایجاد می‌کند.

 

قلعه تاریخی شهر

شهر قلعه‌تل نخست در اطراف تپه‌ای بنا شده که زیر بنای قلعه موجود شهر است. این قلعه بر روی تپه‌ای طبیعی قرار دارد که بر اساس گفته‌ها بخشی از ارتفاع آن بصورت مصنوعی ایجاد شده است. ناظران در قلعه کاملاً به دشت مشرف هستند و این موقعیت مکانی فرصت مناسبی برای کنترل و دیده‌بانی خروجی‌هایی از کوهستان به دشت که امکان هجوم و حمله از آنها وجود داشت، فراهم می‌کرد. در حال حاضر قلعه تلی از خاک را در خود جای داده که حاصل از ریزش دیوارها و برجهای بلند و اتاق‌های بزرگ آن است. وصفی از این قلعه در سفرنامه لایارد وجود دارد که گویای ارج و ابهت آن در روزگان قدیم است.

" قلعه دارای چهار برج و به شکل مربع ساخته شده و در یکی از زاویه های آن یک عمارت چهار ضلعی احداث شده بود که در طبقه فوقانی آن "لامردون" و یا مهمان خانه قرار داشت. در طبقه تحتانی راهرو مسقف طویلی این ساختمان را به محوطه مرکزی قلعه متصل می‌ساخت. قلعه دارای دو حیاط بود که قسمت بیرونی جهت میهمانان و مستخدمین و گارد محافظ و قسمت داخلی مخصوص خانواده خان شامل خانواده محمد تقی خان و برادرش آکلب‌علی بود.

روی برج ها و دیوارهای قلعه چند قبضه تفنگ سنگین فتیله ای نصب شده بود که هر کدام هشت یا نه پا طول داشته و قابل حمل بودند. این تفنگ‌ها روی محور و حلقه های مخصوصی می چرخیدند و با یک نوع گلوله های بزرگ و مقداری گلوله های کوچک و تکه پاره‌های آهن مسلح می‌شدند. گرچه قلعه از سنگ و آجر ساخته شده بود و می توانست در برابر حملات و یورش های غیر منظم محلی پایداری نماید ولی در برابر آتش توپخانه یک نیروی عظیم نمی‌توانست مقاومت داشته باشد."

در سال 1385 اقداماتی برای پاکسازی درون قلعه از نخاله‌های ساختمانی حاصل از ویرانی دیوارها و سقف اتاق‌های قلعه از طرف سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی آغاز شد که هنوز ادامه دارد. در این طرح بخشی از دیوارهای فروریخته بازسازی شده است.

 

نشانه‌های شهری و منطقه‌ای قلعه‌تل

قلعه بلندترین نقطه و گویاترین نشانه شهر برای تازه‌واردان به شهر یا مسافرانی است که از مسیر ارتباطی اهواز به اصفهان عبور می‌کنند. در پای این قلعه رودخانه‌ای وجود دارد که آب چشمه‌هایی را به رودخانه گلال انتقال می‌دهد. این رودخانه منبع تأمین آب اراضی فراوانی در قلعه تل و بوگری است که عمدتاً زیر کشت صیفی‌جات و برنج هستند. روستای بوگری که اینک به شهر قلعه تل الحاق  گردیده یکی از نقاط سرسبز و خوش عطر دشت قلعه‌تل است. یکی از چشمه‌های مسدود شده در پای این قلعه از قدیم مهمترین منبع تأمین آب ساکنان بود که تا مدت‌ها آب پاک و گوارایی داشت.

دره های کوهستانی اطراف دشت که روستاهایی را در کنار یا نزدیک خود به همراه دارند دارای آب و هوایی خنک هستند که برای بسیاری از مردم استان شناخته شده‌اند. دره‌های مال‌آقا، تنگ‌کرد، بیدستان و تمبی آشناترین مناطق کوهستانی اطراف دشت  برای ساکنان و مسافران گریزان از گرمای هوا هستند. نزدیک‌ترین نقطه تفریحی ـ طبیعی به شهر قلعه‌تل در پای کوه قجه قرار دارد که به هفت‌چشمه معروف است. مناطق کوهستانی در تعطیلات نوروزی و تابستان پذیرای جمعیت زیادی از سراسر استان هستند.

 

چگونه به قلعه‌تل بیایید

شهر قلعه‌تل درفاصله145کیلومتری شرق اهواز و در سمت راست جاده ارتباطی اهواز ـ (هفتکل) ـ باغملک ـ ایذه ـ اصفهان، پس از عبور از شهر باغ‌ملک قرار دارد. مسافرت به شهر قلعه‌تل،معاشرت با مردم فرهیخته و بازدید از نواحی کوهستانی زیبا و خنک آن می‌تواند خاطره خوش و ماندگاری برای تکرار آن در شما بیافریند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 8:24  توسط آرش علوی  | 

بختیاری در شب یلدا

در گذشته در قوم بختیاری در زمستان از کرسی‌های سنتی چوبی که در زیر آن زغال داغ قرار داشت استفاده می‌کردند و لحاف سنتی بزرگی با نقش‌های ترنج روی آن می‌انداختند. در سینی بزرگی به نام مجمع، انواع تنقلاتی مانند گردو، کشمش، بادام، سنجد که به آن «کنار هم» می‌گویند وجود داشت.

بختیاری‌ها اعتقاد داشتند در شب یلدا، ماست، شیر، پنیر، کنجد، کدو و نان جوی که خورده شود تا پایان سال موجب فزونی و فراوانی نعمت می‌شود و باعث می‌شود که تا سال بعد از این نعمت‌ها بخورند.

شب یلدا در قوم بختیاری به عنوان شب چله خوانده می‌شود. بختیاری‌ها در این شب کدو تنبل‌های بزرگی که نماد خورشید را برای آن‌ها دارد، آب‌پز می‌کنند و آن‌را به صورت ریز ریز شده در آش کشک می‌خورند.

رسم جالبی که در میان بختیاری‌ها رواج دارد ، به این صورت که نان‌های محلی به نام گرده را با  قطر زیاد آماده می‌کنند. بین این نان مهره آبی رنگی به نام لپک می‌گذارند. در شب یلدا نان را تقسیم می‌کنند و هر کس که در قطعه نان او لپک جای دارد، به بخت و اقبال معروف ‌شده و او را شانس خانه می‌دانند.

حالا این روزها اگر در روستاهای چهار محال و بختیاری یلدا را سپری کنید، شاید لپک نان به نام شما بیفتد و شانس خانه شوید.                                                                                                              نکته :یلدا " نام سریانی تولد بود اما برگفته از واژه پارسی " سوشینات " به مفهوم جشن و این کلمه برای نخستین باز از سوی ایرانیان حکیم به عنوان جشن " انقلاب زمستانی " در نخستین شب آغاز زمستان به کار رفته است.

سپاس داشت شب نخستین زمستان یا به تعبیری "یلدا " در سرزمین مشرق زمین در ایران و هند رواج داشته و کهن‌ترین سنت معنوی در آیین مهر بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 16:25  توسط آرش علوی  | 

آواز عاشقانه



آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

ديگر دلم هواي سرودن نمي کند

تنها بهانه ي دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست

اي داد، کس به داغ دل باغ دل نداد

اي واي ، هاي هاي عزا در گلو شکست

آن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بود

خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست
"
 بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
"
 آيا " ز ياد رفت و " چرا " در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظي کنم

بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست


زنده یاد قيصر امين پور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 10:41  توسط آرش علوی  | 

جملات کوتاه اما پر معنی


وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی ، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن
.
از زشت رویی پرسیدند :

آنروز که جمال پخش میکردند کجا بودی ؟

گفت : در صف کمال
 
.
مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است

 


همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست
.

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی

و دست دعا به درگاه خداوند برداری
.
با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن

و با نمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن
.
هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نر قصید
.
مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد
.
.
شجاعت یعنی : بترس ،  ولی یک قدم بردار
.
وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش
.
یادت باشه که :

در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود میخندی
.
آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است
.
کشتن گنجشکها ، کرکس ها را ادب نمی کند


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 9:50  توسط آرش علوی  | 

رشته کوه زاگرس


 

دشتهای داخلی ایران تقریباً توسط کوهها محاصره شده اند. مهمترین سیستم  کوهستانی کشور که رشته کوه زاگرس نام دارد از نزدیکی مرز شمال غربی ایران با ترکیه به موازات مرزعراق تا خلیج فارس به طول 1500 کیلومتر و عرض 400 کیلومتر(در عریض ترین مناطق) امتداد دارد.  به استثناء دشت ساحلی  خوزستان که از شمال تا خلیج فارس و دریای عمان امتداد دارد، رشته کوههای زاگرس با وسعت 400.000 کیلومتر مربع و یا یک چهارم ایران تقریباً تمام غرب کشور را می پوشاند و منطقه آب و هوایی مدیترانه ( واقع در غرب رشته کوه) را از منطقه آسیایی خشک غربی جدا می نماید.

تعداد بسیار زیادی از قله های زاگرس بیش از 4000 متر ارتفاع دارند. قله دنا در استان کهگیلویه و بویر احمد با ارتفاع 4409  متر و  قله زردکوه در استان چهار محال و بختیاری با ارتفاع 4221 متر بلندترین قله‌های رشته کوه زاگرس می باشند. قله هایی با ارتفاع بیش از2300 متر، رطوبت قابل ملاحظه ای را محبوس می نمایند که به عنوان آب زیرزمینی در حوضه های آبخیز پائینی تراوش می کند. این حوضه های آبخیز با ارتفاع 1200 تا 1500 متر دارای خاک حاصلخیزی هستند که به صورت سنتی کاشت محصولات مختلف را در سطحی وسیع امکان پذیر نموده است.

نام زاگرس از نام مهاجران هند و اروپایی و ایرانی که زمانی در این منطقه از سواحل دریاچه "وان" تا ساحل "مکران" ساکن بوده و زاگارتی/ساگارتی(Zagarthians/Sagarthians) نامیده می شدند، گرفته شده است. قبایل کرد "زنگنه" و "چگینی" از بازماندگان ساگارتیهای باستانی محسوب می شوند. در گذشته این رشته کوه به نام کوهستان(در عربی جبال)، پهله و پاطاق نامیده می شد.  

 

در زمان باستان، دشت خوزستان که شوش نامیده می شد و کوههای اطراف تا جنوب شرقی که به "انشان" معروف بودند، دو استان سرزمین باستانی "ایلام" را که از آن با نام سرزمین خدایان یاد می شود، تشکیل می دادند. رشته کوههای زاگرس که بین قزوین (غرب ایران) و همدان ( اکباتان باستان که پایتخت مادها بوده است) قرار دارند، در گذشته دشتهای آبرفتی آشور و بابل را از یکدیگر جدا می کردند.

تغییرات آب و هوایی شدیدی که در زاگرس دیده می شود عمدتاً در اثر ارتفاع ایجاد شده است. در رشته کوههای مرکزی در حالیکه در قله کوهها دما زیر صفر درجه سانتیگراد است ، بادهایی که از سمت جنوب غربی می وزد، مناطق کم ارتفاع تر را در تابستان می سوزاند. میزان بارندگی سالانه از 10 اینچ در ارتفاعات پائین تا حدود 20 اینچ در قله ها  متغیر است. در زمستان معمولاً رشته کوهها از برف پوشیده شده اند و تعدادی از قله های مرتفع در تمام طول سال از برف پوشیده شده اند. ناهمواریها و نقاط مرتفع رشته کوه زاگرس آنرا به خصوص در طی ماههای زمستان که منطقه پوشیده از برف است، تقریباً غیر قابل عبور نموده است.

    رودخانه کارون از نزدیکی زردکوه سرچشمه گرفته، از میان دره های عمیق با دیواره های با شیب تند گذشته و پس از عبور از دشت خوزستان به خلیج فارس می ریزد.

   باستان شناسان تخمین می زنند که از 10000سال پیش، کوههای زاگرس به عنوان یکی از اولین کانونهای گیاه و دام جهان بوده است. متاسفانه هزاران سال استفاده بی رویه انسان از منابع طبیعی منجر به نابودی بسیاری از بلوطهای بومی منطقه و جنگلهای سرو کوهی (اورس) شده است.

   گنبدهای بزرگ نمکی که 1524 متر (5000 فوت) ارتفاع دارند در نزدیکی مرکز کوهها یافت می شوند و در مجاورت آنها تراوشات نفت و قیر طبیعی که گاه به صورت خود به خود آتش می گیرند و همچنین چشمه های نفت سنگین دیده می شوند.

 

 

    رشته کوه زاگرس، کوههای ناهموار، جنگلی و کوههای پوشیده از برف در شمال غربی با تعداد بسیار زیادی از مخروطهای آتشفشانی و حوزه رودخانه های بزرگ (مانند دریاچه ارومیه) و همچنین برآمدگیهای موازی و دره های قسمت مرکزی (با مردابهای نمکی کم ارتفاع و منطقه کم ارتفاع و نامنظم جنوب غربی که بوسیله صخره و توده های شن مشخص می شود) را در بر می گیرد.  قسمت شمالی زاگرس بسیار پر جمعیت است و دره های حاصلخیز آن به منظور کشاورزی مورد بهره برداری قرار می گیرد. در مناطق مرتفع قسمت مرکزی، چوپانی به شیوه قبیله ای به چشم می خورد. در جنوب شرقی زاگرس، خرما و غلات در آبادیها پرورش داده می شوند. کردها، لرها، بختیاریها، قشقائیها و دیگر ایلات در کوهها زندگی می کنند و تعدادی از گروهها در حال حاضر در این مناطق ساکن شده اند. میدانهای نفتی ایران در طول دامنه های غربی زاگرس مرکزی جایی که گنبدهای نمکی مقادیر معتنابهی از نفت را در خود جای داده اند، قرار دارند.

   گونه های بلوط ارتفاعات زاگرس را می پوشانند و درختان پسته و بادام وحشی در مناطق کم ارتفاع تر دیده می شوند. درخت داغداغان، گردو و گلابی نیز در این منطقه اکولوژیکی پراکنده شده اند. تعدادی از رودخانه های بزرگ، از جمله کارون، دز و کرخه از این منطقه سرچشمه گرفته و به خلیج فارس و دریای عمان می ریزند. آبشارهای زیبا، آبگیرها و دریاچه ها به زیبایی سیمای کوهستان افزوده است.

   امروزه گله داری گوسفند، بز و گاو همچنان به عنوان مشاغل مهم باقی مانده اند و چوپانان به صورت فصلی حیوانات را بین چراگاههای مرتفع تابستانی و مناطق کم ارتفاع زمستانی حرکت می دهند. در مناطق دور افتاده این اکوسیستم، جمعیتهایی از پستانداران مانند: کل و بز، قوچ و میش، خرس های قهوه ای و گربه های وحشی مختلف از جمله کاراکال،سیاه گوش، پلنگ وکفتار دیده می شوند. کفتار  پر سرو صدا ترین حیوان این منطقه است و هر چیزی را که بیابد، زنده یا مرده به عنوان غذا استفاده می کند. قورباغه مرداب از دیگر ساکنین این منطقه است که از سوسک، عنکبوتهای آبی و دیگر بندپایان کوچک تغذیه می کند. کبک دری کمیاب که پرنده ای با رنگ روشن و نشانه های مشخص سفید است برای علاقمندان پرندگان مناظر بدیعی ایجاد نموده است. این پرنده که در زمین لانه دارد در مناطق مرتفع با صخره های پر شیب پوشیده از علف و بوته زندگی می کند. همچنین گاهی اوقات قادر خواهید بود در بالای سر خود بالهای بزرگ عقاب طلایی را در حال پرواز ببینید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 9:21  توسط آرش علوی  |